سه روز پیش کارنامه گرفتم. یعنی خودم که نگرفتم. من تا ساعت ۱ ظهر خواب بودم. بابائی رو فرستاده بودم بره کارنامه بگیره
. وقتی مامانم زنگید و گفت کارنامتو گرفتیم برق از کلم پرید! گفتم یا علی الان می گه تو دیگه بچه ی من نیستی. ۸-۷ تا تجدید آوردی. از الان باید بشینی تو خونه ظرف بشوری
. ولی وقتی معدلمو گفت برای بار دوم برق از کلم پرید . گفت ۱۹.۵۵ شدی. خیلی حال کردم. از یه طرف خوشحال شدم که اونجوری که فکر می کردم نشد. از یه طرف ناراحت بودم که چرا باید معدلم نسبت به سالای پیش انقدر پائین بیاد
. معدل پارسالم ۱۹.۹۸بود
. خیلی خورد تو ذوقم. دلیلشم دوستائی بود که امسال داشتم. جریاناتی بود که واسم اتفاق افتاد. یه شب به خاطر یه موضوعی دپرس می شدم. شبی که فرداش سه تا درسو امتحان نیم ترم داشتیم. بعد نمی تونستم بخونم و با کلی دعوا و مرافعه با مامانم فرداش مدرسه نمی رفتم. بعد از اونم باید می دویدم دنبال معلما و التماس می کردم که واسم صفر رد نکنن! کم کم همه باورشون شده بود یه مشکلی دارم!
سر ریاضی اون اولای سال انقدر حرص می خوردم از این که نمرم کامل نمی شد. اما آخرای سال دیگه واسم مهم نبود. 
گاهی وقتا که حوصله ی مدرسه رو نداشتم ، زنگ اول خودمو به مریضی می زدم. زنگ دوم از تلقینائی که کرده بودم جدی جدی حالم بد میشد و می پیچوندم می رفتم پیش دوستام! 
امسال مسیر زنگیم خیلی عوض شد. خیلی زیاد. نگاه معلما اول سال بهم چه طوری بود و آخر سال چه طوری شد! 
اولای سال بهترین شاگرد کلاس بودم که سرش به کار خودش بود
. آخرای سال شدم یه شاگردی که حوصله ی کلاسو نداشت. همش از کلاس می زد بیرون. می رفت تو حیاط می نشست و فکر می کرد یا تو کلاسای خالی دیگه می گرفت می خوابید!!!!
یه بار که همین آخرای سال سر این که کلاس دین و زندگی رو پیچونده بودم با معلم دعوام شد! آخه سر دین و زندگی احکام درس می داد بهمون از این کتابا که اداره می فرسته و بچه ها مسابقه می دن. از کلاس زدم بیرون. سر ساعتای احکام همیشه کارم همین بود. اما اندفعه ۲۰ دقیقه گذشت و من نرفتم سر کلاس. معلمه یکی رو فرستاد دنبالم. رفتم سر کلاس. گفت موسوی تو کجا بودی؟؟؟؟؟ (داد می زد) منم گفتم تو حیاط. گفت دیگه از این به بعد اجازه نمی دم از کلاس بری بیرون. گفتم خانوم زیاد خودتو ناراحت نکن دیگه سال تموم شد
. خلاصه معلمه حسابی حرص خورد
از اینا بگذریم. بریم سراغ کارنامه م. وقتی دیدم کپ کردم. باورم نمی شد انقدر باحال نمره داده باشن. اصلا نمره هاش قابل پیش بینی نبود! ریاضی که فکر می کردم افتضاح دادم ۱۸.۷۵ شدم. فیزیک که دو روز تمام از روی کتاب بلند نشده بودمم باز ۱۸.۷۵ شدم! ادبیات که به نظرم خیلی گند داده بودم بیست شدم! شیمی که فکر می کردم یه صفحه رو جا انداختم نوزده شدم! مطالعات که یه سوال یه نمره ای رو اشتباه نوشته بودم بیست شدم. زیست که به نظرم گند شده بودم ۱۹ شدم. برنامه ریزی تحقیق خواسته بود و من پیچونده بودمش که اونم بیست شدم!!! آخه من نمی دونم برنامه ریزیم شد درس؟! ما رو می برد تو سایت فیلم آموزشی ببینیم ما اون پشت می نشستیم با گوشیامون بازی می کردیم. یا مثلا دین و زندگی یا زبان! زبان خیلی درس چرتیه. هیچ وقت یادم نمیاد واسه امتحان ترم زبان بیشتر از یه ساعت خونده باشم! ما همیشه با بچه ها سر دین و زندگی و زبان و گاهی وقتا ریاضی بلوتوث بازی می کردیم یادش بخیر مدرسه خیلی روزای خوب داره. وقتی یادم می افته چه قدر سر کلاسا مخصوصا شیمی بچه هارو می خندوندم دلم ضعف می ره 
آهان راستی نمره ای که بیشتر از همه باعث تعجب من شد انضباطم بود! همیشه جزو آرزوهام بود که انضباطم بیست نشه
امسال تا حد توان برای رسیدن به این آرزو تلاش کردم
اما فکر نمی کردم این بشه انضباطم! بابا دمشون گرم خیلی سخاوت به خرج داده بودن! ۱۹.۵ شده بودم! انقدر بهم برخورد
! خیلی زیاد داده بودن!با اون غیبتائی که من داشتم، گفتم کمه کم دو سه نمره ای کم می کنن ازم! اما دیدم نخیر! دلشون نیومده حالا که فکرشو می کنم می بینم جمعا فکر می کنم یه سی جلسه ای غیبت داشتم. شنبه ها و سه شنبه ها معمولا همیشه غایب بودم. این آخریا شنبه هام بهش اضافه شد. تنها روزی که اصلا غیبت نداشتم دوشنبه بود. چون ادبیات داشتیم
که اونم یه بار که مثلا حالم بد شده بود فرستادنم خونه
امسالم می خوام برم انسانی. چهارشنبه ی هفته ی بعد قراره برم امتحان ورودی یه مدرسه ی نمونه دولتی رو شرکت کنم که فقط رشته ی انسانی داره.(مدرسه ی فرهنگ)
دعا کنین قبول شم 